تبلیغات
از روز اول دانشگاه تا... - جاتون واقعا خالی...
 
از روز اول دانشگاه تا...
شروع کن... یک قدم با تو؛ تمام گام های مانده اش با من...
 
 
پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : Avinar

سلام...

این چند روز واسه تدارکات و برنامه ریزی جشنمون خیلی سرم شلوغ بود...

جدن فک نمیکردم برپا کردن یه جشن اینقد دردسر و هزینه های جانبی (که در ظاهر اصن به چشم نمیان) داشته باشه...!!!  

خداییش خیلی خسته شدیم...

ولی خدا رو شکر جشن به بهترین شکل ممکن برگزار شد و به هممون خیلی خیلی خوش گذشت...    

هرچند که یه سری از مهمونایی که دعوت کردیم نیومدن، ولی خب رئیس دانشگاه، معاونش، مسئول روابط عمومی دانشگاه (که خداییش تو برگزاری جشن و رزرو سالن جشن خیلی کمکمون کرد) ، اکثر استادامون، فرماندار و شهردار و استاندار، دکتر سالاری (یه شهرساز بزرگ باکلی رزومه ی کاری که کاراش واقعا شاهکارن) و خیلیای دیگه دعوتمونو قبول کردن و تو جشن شرکت کردن و از نظم برگزاری جشن هم خیلی راضی بودن.

و خب مسلما مهم ترین افراد توی سالن هم که خودمون (بچه های گروه شهرسازی) بودیم دیگه...    

خلاصه اینکه خیلی خوشحالم که یه جشن درست و حسابی با هماهمنگی و زحمت خودمون برگزار شد و میزبان اصلی جشن خودمون بودیم...

درسته که خیلی خسته شدیم و چند شب بی خوابی کشیدیم  ، ولی خوب برگزار شدن جشن این خستگی رو از تنمون پروند و الان خیلی خوشحالم...

و خواستم خوشحالیمو باهاتون تقسیم کنم و بگم تو جشن امروز جاتون واااااااقعا خالی بود...    

 

 





نوع مطلب : درباره خودم و دلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 03:27 ب.ظ
Have you ever thought about publishing an ebook or guest authoring on other sites?
I have a blog centered on the same information you discuss and would love to have you share some
stories/information. I know my audience would enjoy your work.

If you're even remotely interested, feel free to shoot me an e-mail.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:42 ق.ظ
Hi there Dear, are you truly visiting this site daily, if
so then you will without doubt obtain fastidious experience.
چهارشنبه 1 آذر 1391 03:48 ق.ظ
ملت جشن میگیرن مارو دعوت نمیکنن

مبارکه
Avinar مرسی...
آقا ما که پست گذاشتیم گفتیم داریم جشن میگیریم... شما خودت افتخار ندادی و تشریف نیاوردی جشن ما رو مزین کنی...!!!
در هر صورت بازم ممنون. :)
یکشنبه 28 آبان 1391 04:33 ب.ظ
آفرین دوستم. مگه اینکه خودتون یه کاری کنید وگرنه دانشگاه که هیچی ...

بازم روزتون مبارک

خسته هم نباشی گلم دستتم درد نکنه
کاش منم بودم
Avinar مرسی عزیز دلم. :))
آره... واقعا کاشکی بودی گلم.
شنبه 27 آبان 1391 07:28 ب.ظ
شهرسازی بود :|اینقد حواس منو پرت میکنی اشتباه شد
Avinar بله، متوجه شدم.
در ضمن بی سوادیتو تقصیر من ننداز آیدا خانوم...!!! :)))
شنبه 27 آبان 1391 07:27 ب.ظ
بله بله تبریک میگم بچه ی سهرسازی
ایشاا... جشن عروسیتون مارم دعوت میکنی دیگه آوین
Avinar فک کن یه درصد تو رو دعوت کنم...!!! :))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


توجه...توجه...
شما وارد یه فضای دوستانه شدین تا حرفای مارو بشنوین و اگه.... اگه دوس داشتین نظر خودتونو بذارین.
فقط دوستای با معرفت و باحال که ثابتن لینک میشن؛ پس لطفا از راه نرسیده با خوندن آخرین پست نگین همه ی وبتو خوندم قشنگ بود لطفا بلینک!!
بعد از یه مدتی شما خود بخود لینک میشین؛ حتی اگه مارو لینک نکنین. :))


مدیر وبلاگ : صبا
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
در چه محدوده سنی هستی؟










در چه محدوده سنی هستی؟










جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :